تبليغاتX
دبیرستان سپاه تهران

پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي ايران در سال 57 ضرورت تربيت نيروي مكتبي و انقلابي براي اداره جامعه و سپاه در دستوركار نهاد‌هاي انقلاب اسلامي قرار گرفت با توجه به مصوبه شوراي عالي آموزش و پرورش كه نهادها و ادارات مي‌توانند جهت تربيت كادر خود اقدام به تأسيس دبيرستان نمايند سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نيز در اين زمينه پيش قدم شد و اداره آموزش وقت سپاه در زمان تصدي حضرت حجه‌الاسلام و المسملين دين‌پرور و سردار سرتيپ پاسدار ذوالقدر اولين دبيرستان سپاه با عنوان مكتب الصادق (عليه السلام) در سال 61 در تهران تأسيس شد، مكان اين دبيرستان در لانه جاسوسي سابق آمريكا بود. در سالهاي بعد دبيرستانهاي سپاه به ترتيب در شهرستانهاي تبريز، اروميه، كرمان، سنندج، زاهدان، شيراز، رشت، ياسوج، بندرعباس گسترش يافت.

هدف از تأسيس دبيرستان تربيت كادر و افسر متخصص و متعهد براي سپاه بود، لذا از ميان دانش آموزان سوم راهنمايي با شرايط مناسب علمي و با گزينش تعدادي پذيرفته مي‌شدند و در طي چهار سال تحصيل در دبيرستان سپاه كه عمدتاً شبانه‌روزي بود ضمن تحصيل و گذراندن مقطع متوسطه و شركت در آزمون كنكور براي دانشگاههاي سراسري و يا شركت در دانشكده‌هاي علوم و فنون يا تحصيلات عالي وارد سپاه مي‌شدند.

البته بعضاً بلحاظ نياز سپاه، پس از فارغ التحصيلي دانش آموزان از دبيرستان، بكار گيري مي‌شدند و در سالهاي بعد اقدام به ادامه تحصيل مي‌كردند.

در مدت فعاليت دبيرستانها سپاه تا سال 1378 خدمات شايان توجهي متوجه سپاه و جامعه از ناحيه دانش آموزان و فارغ التحصيلان دبيرستانهاي سپاه شد كه برخي از آنها اشاره مي‌شود.

- شركت فعال و چشمگير دانش آموزان دبيرستانهاي سپاه در سالهاي دفاع مقدس و تقديم تعداد قابل توجهي شهيد كه دبيرستان سپاه تهران به تنهايي با تقديم 97 شهيد آنهم از ميان 900 دانش آموز در فاصله 62 تا 67 نشان دهنده عمق ايثارگري دانش آموزان دبيرستان سپاه تهران مي‌باشد.

- تقديم تعداد قابل توجهي ايثارگر از جمله بالاي 500 نفر جانباز و بالاي ده نفر آزاده.

- شركت فعال دانش آموزان دبيرستانهاي سپاه در رژه‌هاي رسمي سپاه، از جمله در مراسم سان و رژه در محضر مقام معظم رهبري در زمان رياست جمهوري معظم له و در زمان رهبري ايشان

- تربيت كادر متعهد و دلسوز و علاقمند به سپاه در عرصه‌هاي مختلف تخصصي از جمله تعداد قابل توجهي از مهندسين جوان سپاه پزشكان، داروسازان، دندانپزشكان، متخصين علوم پايه از فارغ التحصيلان دبيرستان‌هاي سپاه و مخصوصاً‌ دبيرستان سپاه تهران مي‌باشد.

- بكارگيري فارغ التحصيلان سپاه در مراكز مهم تخصصي و امنيتي سپاه و . . .

با توجه به تدابير مسئولين سپاه و ابلاغ               ستاد مشترك سپاه، دبيرستانهاي سپاه در سال 1378 منحل گرديد و مقرر گرديد بجاي اين دبيرستانها، مدارس بصورت غيرانتفاعي تأسيس شود و در آن به تربيت و تعليم فرزندان پاسداران همت گماشته. بدين ترتيب فاز جديد فعاليتهاي دبيرستانها از سال 78 به بعد شروع گرديد. دوره انتقال دبيرستان‌هاي سپاه به دبيرستانهاي غيرانتقاعي در مدت دو سال بطول انجاميد و نهايتاً مدارس جديد از سال 80 به بعد شروع به فعاليت كرد.

دبيرستان امام جواد (عليه السلام)

دبيرستان امام جواد (عليه السلام) در شهرك شهيد محلاتي با تجارب و امكانات دبيرستان سپاه تهران در سال 1380 شروع بكار كرد، سوابق و مدارك و امكانات موجود و مورد نياز اين دبيرستان از لانه جاسوي انتقال يافت و همچنين بخشي از دانش آموزان در حال تحصيل آن دبيرستان نيز به اين دبيرستان انتقال يافتند.

 

تعداد دوره‌هاي دبيرستانهاي سپاه

با توجه به جذب اولين دوره پاسدار دانش آموز در سال تحصيلي 62 – 61 و پايان تحصيلي چهارم متوسطه آنان در سال 65 – 64، دبيرستان سپاه تهران از ابتداي تأسيس تا 77 – 76،  مجموعاً 16 دوره تحصيلي داير نمود كه خروجي‌هاي آن بعنوان پاسدار دانش آموز، عضو سپاه شدند با تصميم به انحلال دبيرستان در سال 78 – 77، دوره هفدهم با عنوان بسيجي جذب شدند و اين روند در سالهاي تحصيلي 78 – 7 و 79 – 78 و 80 – 79 به اين صورت ادامه يافت.

از سال تحصيلي 81 – 80 كه دبيرستان سپاه به دبيرستان غيرانتفاعي امام جواد (عليه السلام) در منطقه يك تغيير نام و كاربري داد اگر بخواهيم ترتيب دوره‌اي دبيرستان سپاه را حفظ نمائيم دوره‌هاي 20، 21، 22، 23، 24 جذب دبيرستان امام جواد (عليه السلام) شدند و اگر بخواهيم براي آنان دوره‌اي جديد تعريف كنيم تا سال تحصيلي 85 – 84 در پنج دوره در دبيرستان امام جواد (عليه السلام) دانش آموز جذب شدند.

اسامي مديران دبيرستان سپاه و امام جواد (عليه السلام)

اسامي مديران دبيرستان سپاه و امام جواد (عليه السلام) تا كنون به ترتيب مسئوليت و مدت مسئوليت

1- آقاي محمود اعلائي             1 سال                              سال تحصيلي 62 - 61

3- شهيد گلابچي                     1 سال                              سال تحصيلي 63 - 62

4- صمصام الدين قوامي           2 سال                              سال تحصيلي 65 - 63

5- علي محمد فرزين                1 سال                              سال تحصيلي 66 - 65

6- مرحوم اسماعيل رجائي       1 سال                              سال تحصيلي 67 – 66

7- مرتضي كيومرثي                  1 سال                              سال تحصيلي 68 - 67

8- مرحوم اسماعيل رجائي       2 سال                              سال تحصيلي 70 - 68

9- ابوالفضل محمدي                 1 سال                              سال تحصيلي 71 - 70

10- خيراله غياثوند                   3 سال                              سال تحصيلي 74 - 71

11- سيدحسين ركن الدين       1 سال                              سال تحصيلي 75 - 74

12- سعيد صالح نيا                  3 سال                              سال تحصيلي 78 - 75

13- سيدمرتضي مصطفوي        1 سال                              سال تحصيلي 79 - 78

14- عليرضا رجبي                    1 سال                              سال تحصيلي 80 - 79

15- سعيد صالح نيا                  4 سال                              سال تحصيلي 84 - 80

 

اسامي تعدادي از مربيان و دبيران  و كادرپر سابقه

سميعي، پرچمي، خندان، دارونيا، ثمني، چيارلو، سراسبي، عمويي، شيخ عليان، مقدم، صالح‌نيا، ضيايي، مروتي، عاطف زاهد، جوهري، صيادي، بيات، بيكوردي، هاشم پور، فرجيان، تكلو، ملازاده، احمدي، عبادي، كرمي، كريمي، مهديه، كارجو، بابائي، عسگريان، مهديان، مصلايي، سالار، قطبي، اشراق، رضوي، طهماسبي، نامور، بيات، قزويني، جلالي، قناد، دهباشي، اصفهاني، امامي، علي بنام، تيمور، غياثوند، رحيمي‌نيا، آبانگاه، چگيني، سحري، لايقي، حاج آقا موسوي، حاج آقا گردان، حاج آقا رفيع، حبيب‌اله غفاري، اميرحسني، خداجو، ددخاني، چمانه، سيدمصطفي، ايرج اسكندر نژاد، گنج، علي آقا نيازمند، هامون نورد، استين نژاد، عباس نصراله، حاج حسين خاكپور، كوليوند، رمضان خاني، چرخي، بابا افغاني، شاهوار وقي، استاد نجار مهدي‌زاده، استاد حسن شريفي، نثاري، هاشم بيداري، متاجي، خيام نيكوورز، چشمي، مهدي، آقا رضا شعباني، مشهدي، كامياب اقدام، آبنيكي، البرزي، آقا گل اطاعتي، جندقي، نجفي، ممتازنژاد، نائيني، حسين زاده، اسكندري، رستمي، الهياري، ذوالفقاري، نادري، حاجي‌حسني، راستود، جواد تركه، ميرسيدمحمدي، ميرزايي، قاسمي، ميرخاني‌ها، مرافق، يزدي زاده، وشاني، فرشائي، غفاري، مهديان، اسدي، قانع، راهداري، پيغمبري، قرباني، مرادي‌نور، مجد پزشكي، نجد گرامي، اكبري، فخار، حاجي مير، هوشيار ناموري، طبري، شفيعي، حيدرزاده‌ها، ياراحمدي، رضا هاشمي، عابدي، شطي، قنبري، مجديان، دستوراني، اكبر باقري، يوسف شرفي، سعيدلويي، ايوب عزيزي، هاشمي موسوي، حيدر بهشتي، سويداي جم، حاج آقا كاظمي، حاج آقا كاشفي، ميرقاسمپور، سمندري، مجيد مرادي، مهرآيين، شهبازي، قنبري، احساني، صارمي، اعضاد السلطنه، يزدان‌پناه، فقيهي، تهراني، اصغري، ولي شهبازي، مجديان، كيهان، دكتر يزادني، فرجي، كريمي، مرتضي تاتلاري، رستمي، حاجي‌زاده، فرهادي، اسماعيليان، محسن قرقچيان، پيرجماعت، پدرام، بصير، راهداري، هاشمي، نويد بخش، مرحوم غلاميان، چاوشي، قديريا
+ نوشته شده توسط علیرضا در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 12:15 |

دبيركل حزب الله لبنان تأكيد كرد: من در چهاردم اگوست پارسال در مراسم سالگرد پیروزی در جنگ با اسرائیل بدون ان که تحت تاثیر خشم لحظه ای باشم و یا بخواهم احساسات شما را تحریک کنم اعلام کردم و امروز نیز تکرار می کنم که اگر اسرائیل به لبنان حمله کند و جنگی جدید را اغاز کند ما به انها وعده جنگی سرنوشت ساز را می دهیم انشاءالله سرنوشت انها و سرنوشت کل منطقه را تغییر خواهد داد.

 

به گزارش شبکه تلویزیونی المنار سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان که برای نخستین بار از زمان جنگ اخیر اسرائیل علیه لبنان در جمع مردم حضور علنی یافته است پس از مشارکت در راهپیمائی مردمی در بخشی از سخنرانی به این مناسبت گفت: امروز امت ما با دشمن زورگو ستمگری روبروست. در سفر اخیر جرج بوش راس این نظام یاغی و مستبد و زورگو،امت اسلام در برابر دو گزینه قرار گرفته اند.

 

گزینه نخست این است که از سرزمینها و مقدسات خود بگذرند و تشکیل کشوری یهودی و نژادپرست را در اراضی اشغالی فلسطین به رسمیت بشناسند و با کوچ اجباری نیمی از ملت فلسطین به خارج از سرزمینشان موافقت کنند و اشغال دهها ساله عراق سرزمین مقدساتمان را بپذیریم و با تکه تکه شدن سرزمین هایمان و تجزیه ان موافقت کنیم و جنگ داخلی را برای اهداف توهمی و دستاویزهایی که مورد نظر بوش است بپذیریم.

 

گزینه دوم این است که به مقاومت بپردازیم و متهم به تروریسم شویم و در همه جا تعقیب شویم و در لبنان و غزه و کرانه باختری و عراق و در ایران و سوریه و هرجای دیگر که مقاومتی وجود دارد در برابر جنگ قرار گیریم.امت ما در معرض کشتار و اواره سازی قرار می گیرند و خانه هایشان ویران می شود و همه جنبش های مقاومت در معرض بدترین نوع جنگ روانی و تبلیغاتی و رسانه ای و نظامی قرار می گیرند.

 

نصرالله در بخش دیگری گفت: این سیاست انها موضع جدیدی نیست.چندین دهه است که امت ما در برابر این دوگزینه قرار دارند.ما از سال 1982 که اسرائیل به سرزمینمان در لبنان حمله کرد اگاهانه راه اباعبدالله الحسین را برگزیدیم و به ارتش صهیونیست های اشغالگر که وارد بیروت شده بودند اعلام کردیم که مرتکب اشتباه شده اند و وارد مکان اشتباه شده اند زیرا ما با شعار هیهات من الذلة در برابرشان ایستاده ایم.

 

سید حسن نصرالله گفت مقاومت در همه عملیات استشهادی و جهادی و حملات به مواضع صهیونیستها و در همه کمین ها همواره از حسین(ع) الهام گرفته است.

 

دبیرکل حزب الله لبنان در ادامه گفت مقاومت هجده سال ادامه یافت و خداوند همواره یاور نیروهای مقاومت بوده است.

نصرالله با اشاره با جنگ سال 2006 گفت اسرائیل با پشتیبانی همه جهان و خصوصا امریکا و زرادخانه های ان تلاش کرد که این مقاومت و افراد ان را نابود کند ما ایستادیم و مقاومت کردیم و نگریختیم و تسلیم نشدیم و شروط انها را نپذیرفتیم و به مدت 33 روز بدون انکه پایمان یا دستانمان و قلبمان بلرزد مقاومت کردیم و خداوند پیروزی را برای ما رقم زد و ما همواره امام حسین را الگوی خود قرار دادیم.

 

وی افزود ما همه ساله در روز عاشورا با امام حسین بیعت کرده ایم و در سال 2006 به این بیعت خود پایبند ماندیم و با اندیشه و خون و روح و عزم حسین در این جنگ ایستادیم و در ان جنگ هم شعار ما هیهات من الذله بود.

 

گفت: شعار امروز ما نیز همان شعار است و موضع ما تغییری نکرده است و برنامه مان را کنار نگذاشته ایم و تاریخمان را به فراموشی نسپرده ایم و اعتمادمان به خداوند سبحان را از دست نداده ایم.

 

نصرالله گفت:ما در برابر سفر منطقه ای بوش و دیکته ها وشروط و دیدگاههای شیطانی او که می خواهد بر فلسطین و منطقه تحمیل کند اعلام می کنیم که همه امت ما اماده مقابله با این سفر منطقه ای با توسل به گزینه مقاومت و پشتیبانی سیاسی و رسانه ای و معنوی و مالی و نظامی از جنبش های مقاومت در همه سرزمین ها هستیم.

 

دبیرکل حزب الله لبنان گفت:پاسخ امت ما تعهد بیشتر به سرزمین هایشان و رد کوچ اجباری و مخالفت با اسکان دائم مهاجران و احترام به مقدساتی است که قابل خرید و فروش نیستند.

 

وی افزود: پاسخ ما تاکید بر هویت دشمن واقعی و شناخت دوستان است. هیچ امری برما مشتبه نخواهد شد. بوش می خواهد حکام و ملت های ما را متقاعد کند که ایران دشمن و خطر و تهدید است و اسرائیل دوست و برادر و همسایه مطمئنی است که باید با او صلح کرد. ایا در تاریخ تزویر و گمراه سازی و نفاقی بیش از این وجود داشته است.

 

درخواست سید حسن نصرالله برای توجه به اوضاع وخیم غزه

سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در بخش دیگری از این سخنرانی گفت دولت ها و ملت های ما وارد جنگ هایی نمی شوند که بوش راه می اندازد و فقط برای حفظ منافع او و رژیم سرطانی اسرائیل در فلسطین است و منجر به ویرانی کشورهای ما و قتل ملتهایمان می شود.

 

سید حسن نصرالله گفت:خطرناکترین چیزی که در این ایام به خصوص پس از سفر بوش به منطقه با ان روبروهستیم، اوضاع نوار غزه و اموری است که ملت و برادران و خانواده های ما در این منطقه به طور خاص و در کل فلسطین به صورت عام با ان روبرو هستند.

 

سید حسن نصرالله گفت رژیم اسرائیل همه جاده ها و گذرگاهها را مسدود کرده است و محاصره نوار غزه را تنگ تر کرده است. این منطقه اکنون شاهد جنگی خونین است و شهدای بسیاری می دهد و در برابر گرسنگی و ظلم و محاصره مقاومت میکند. اما مسئولیت حکام و امت [اسلام و عرب] چیست. آیا نوار غزه به حال خود گذاشته خواهد شد؟

 

نصرالله گفت من در جنگ سال 2006 بارها اعلام کردم که ما از مسلمانان و اعراب چیزی نمی خواهیم و با امکاناتی که در اختیار داریم خواهیم جنگید.اما امروز در عاشورای حسینی (ع) از اعراب و مسلمانان و دولتها و ملتها می خواهم که از نوار غزه محاصره شده، حمایت کنند.این منطقه اکنون به قتلگاه تبدیل شده و در معرض نسل کشی قرار گرفته است.ساده ترین کاری که برای نوارغزه می توان کرد شکست محاصره ان است.اگر اوضاع غزه به این وضع فعلی ادامه یابد و هیچکس کاری نکند این امت خود نیز شاهد ظلم و جور اقدامات غیر انسانی خواهد شد و دین و عربیت خود را از دست خواهد داد. این ملت نباید به حال خود گذاشته شود تا ظالمانی که می خواهند جایگاه خود را مستحکم کنند و از اشغالگری خود با کشتار زنان و کودکان و مردان و انسانهای بی گناه دفاع کنند برانها حاکم شوند. اکنون سکوت و پنهان شدن جایز نیست.

 

نصرالله افزود می خواهم به نقض حریم لبنان جدا از نقض حریم هوائی ان به دست اسرائیل و تعرض به غیرنظامیان و ربودن انها و ساعاتی بعد ازادی انها که نزدیک بود به امری عادی تبدیل شود اشاره کنم و از لبنانی ها و جهانیان بپرسم: اگر برخی شهروندان لبنانی و نه اعضای مقاومت وحزب الله یک چوپان یا کشاورز اسرائیلی را در نزدیک مرز می ربودند چه رخ می داد؟شورای امنیت سازمان ملل متحد تشکیل جلسه می داد و جهان قیام می کرد و به اسرائیل حق داده می شد که با لبنان وارد جنگ شود.

 

نصرالله گفت ما نمی توانیم در برابر خطر ی که شهروندان لبنانی را در مقابل چشمان سازمان ملل و جهان تهدید می کند برای مدت طولانی سکوت کنیم.من به انها هشدار جدی می دهم که ما احساس می کنیم که تعرض به غیرنظامیان ما در نزدیک مرز تحقیر میهن و ملت ماست و انها جدیت مارا درک می کنند.این تعرض فقط به ان کشاورز یا زارع نیست و نباید در برابر ان سکوت کرد و باید روزی با ان مقابله کرد و قطعا روزی با ان مقابله خواهد شد.

 

دبیر کل حزب الله لبنان گفت: اما درخصوص تهدیداتی که هر از گاهی درخصوص تصمیم اسرائیلی ها برای تعرض به لبنان و وقوع جنگی جدید علیه لبنان مطرح می شود، نمی خواهم بگویم که اسرائیلی ها رهبری سیاسی و فرماندهی نظامی و ارتش اماده ای برای چنین جنگی دارند، اما ما نباید غافلگیر شویم.من همواره در هر مناسبتی گفته ام و امروز که شایسته ترین روز است مجددا تاکید می کنم که ما به مقاومت پایبندیم و مقاومت واقعا اماده است.من در چهاردم اگوست پارسال در مراسم سالگرد پیروزی در جنگ با اسرائیل بدون ان که تحت تاثیر خشم لحظه ای باشم و یا بخواهم احساسات شما را تحریک کنم اعلام کردم و امروز نیز تکرار می کنم که اگر اسرائیل به لبنان حمله کند و جنگی جدید را اغاز کند ما به انها وعده جنگی سرنوشت ساز را می دهیم انشاءالله سرنوشت انها و سرنوشت کل منطقه را تغییر خواهد داد.

 

نصرالله گفت انها به صداقت انچه که من می گویم و تهدیدی که می کنم اطمینان دارند.ما خواهان جنگ نیستیم اما با هرگونه جنگی علیه کشورمان نیز مقابله می کنیم.

 

نصرالله در ادامه گفت:اسرائیل اتلاف وقت می کند زیرا ضعیف است زیرا قدرت پرداخت هزینه های طبیعی و انسانی را ندارد.من نمی خواهم از طریق رسانه ها وارد مذاکره با دشمن شوم اما می خواهم به شما مردم و به جامعه دشمن اعلام کنم که ارتش این رژیم که در گذشته به صداقت و دقت شهرت داشت،جنگ ژوئیه دروغگویی و پنهانکاری واقعیات را در این ارتش نشان داد. امروز من انچه را که در اخرین مصاحبه تلویزیونی ام گفتم بدون انکه بخواهم این رژیم را تحت فشار بگذارم تکرار می کنم و برای بیان حقایق می گویم که ای صهیونیست ها، ارتش شما به شما دروغ می گوید.این ارتش شما که همواره افتخار می کرد که وارد هر میدانی شود پیروز می شود و وقتی از میدان خارج می شود اجساد کشته شدگان خود را رها نمی کند و این بخشی از فرهنگ ان است، اجساد نظامیان خود را در روستاها و مزارع ما رها کرده است و درحالی که مجاهدان ما مشغول جنگ بودند انها اجساد نظامیان خود را تکه تکه می کردند و رها می کردند.

 

من به اسرائیلی های می گویم که ما سرها و دستان و پاهای تکه تکه شده نظامیان شما را در اختیار داریم.ما همچنین بخشی از جسدی در اختیار داریم که شامل سر و سینه و شکم ان می شود.ارتش اسرائیل به خانواده این نظامی چه پاسخی داده است.ارتش اسرائیل کدام بخش از اجساد این نظامیان را به خانواده هایشان تحویل داده است.ارتش اسرائیل که قاطعانه وجود اجساد نظامیان خود را در جنوب لبنان تکذیب کرده است به زودی موضع خود را تغییر داد زیرا به خوبی می داند که ما دروغ نمی گوئیم.

 

نصرالله در بخش دیگری گفت: این مطلب را برای این می گویم که بدانید ارتش رژیم صهیونیستی که مدعی راستگوئی بود اکنون صداقت خود را از دست داده است.این ارتش در میدان جنگ به حدی ضعیف و سست بود که اجساد تعداد زیادی از کشته شدگان خود را رها کرد.

 

نصرالله در بخش دیگری با اشاره به امام موسی صدر موسس مقاومت لبنان و همراهانش گفت:من مجددا از همگان اعم از اتحادیه عرب و سازمان کنفرانس اسلامی و همه نیروهای امت [اسلام و عرب] می خواهم که در این مسئله از ما حمایت کنند تا امام موسی صدر را باز گردانیم.

 

 سید حسن نصرالله: ما لبنان را در اختیار امریکا نخواهیم گذاشت

سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان در بخش دیگری از سخنرانی امروز خود در جنوب بیروت به مناسبت سالروز عاشورا با اشاره به اوضاع سیاسی داخلی لبنان گفت: ما خواستار عدالت و انصاف هستیم.ما با تمامیت خواهی خودمان و دیگران مخالفیم. عامل استواری این کشور وحدت ملی است. من از این که برخی مسئولان عرب از ما به عنوان اکثریت و اقلیت و دمکراسی سخن می گویند درشگفتم.

 

در دمکراسی چه چیزی مقبول و چه چیزی مردود است که در رژیم های خودشان انچه را که می بینیم وجود دارد. انها خود نه اکثریتی و نه اقلیتی و نه دمکراسی و نه...،هیچ چیز ندارند. جامعه لبنان ترکیب خاصی دارد.اگر بخواهید اقلیت و اکثریت درلبنان را ببینید جایگاه ان مشخص است اما ما از کشوری سخن می گوئیم که در ان تمامیت خواهی وجود نداشته باشد.

 

سید حسن نصرالله گفت: اکنون عده ای درحال اتلاف وقت هستند و این اتلاف وقت به لبنان و ملت لبنان صدمه می زند.فایده متهم کردن مخالفان به مانع تراشی و مثلا مانع تراشی در اجرای طرح اتحادیه عرب در چیست؟

 

نصرالله با تاکید بر لزوم اجرای این طرح براساس شراکت و نه براساس اعمال فشار بر گروهی مشخص برای تسلیم شدن در برابر گروهی دیگر و اعتراف ان به تمامیت خواهی ان در اداره کشور لبنان گفت:ما از این طرح و میانجیگری عربی استقبال کرده ایم و امروز مجددا استقبال از این طرح را تکرار می کنم و از ملاقات های نمایندگان طرفین برای حل مسائل استقبال می کنیم و اعتماد خود را به کسانی که به نمایندگی از ما در این مذاکرات شرکت می کنند اعلام می کنیم و امیدواریم این تلاش ها به نتیجه مطلوب برسد.

 

اما در هرصورت به کسانی که وقت گذرانی می کنند اعلام می کنم که اگر به امید ضعف مخالفان و عقب نشینی انها از حق و اهدافشان هستند بدانند که در توهم بسر می برند.کسانی که می خواهند بحران لبنان را بین المللی کنند هیچ نفعی نخواهند برد.

 

وی در ادامه افزود:کل جهان نیز نمی تواند خواسته ای را به ملتی یا یک جنبش مردمی استقلال طلب ملی واقعی که به صبر و مقاومت متوسل شده است تحمیل کند.به همه کسانی که تلاش می کنند این بحران را بین المللی کنند اعلام می کنم که اگر تصور می کنید می توانید ما را به زانو دراورید سخن این مردم را بشنوید که فریاد بر می اورند هیهات منّا الذلة.(جمعیت حاضر در محل سخنرانی نصرالله با سردادن شعار هیهات منّا الذلة حمایت خود را از سخنان سید حسن نصرالله اعلام کردند).

 

نصرالله در بخش دیگری گفت: چنانکه قبلا نیز گفته ام اگر میانجی گریها و طرح ها به شکست بینجامد ما بیکار نخواهیم نشست.مخالفان مسئولیت خود را انجام خواهند داد.من صراحتا به شما اعلام می کنم که انگونه که انها تصور می کنند ما پشت خواستهای معیشتی و اجتماعی پنهان نخواهیم شد.ما در پشت یک قرص نان که البته فقط شباهتی به قرص نان دارد یا مسئله قطع برق و تبعیض در تقسیم برق پنهان نخواهیم شد.ما این امور را به اتحادیه کارگری می سپاریم.

 

هدف سیاسی ما روشن است.ما می دانیم که راه حل گرسنگی و تشنگی و بدهکاری و بیکاری ایجاد حکومتی عادل و ملی و مسئول در برابر همه طوایف و همه مناطق است.راه حل همه این بحرانها تشکیل چنین حکومتی است. حکومت تمامیت خواهی که با چشم تبعیض به ملت خود می نگرد نمی تواند هیچ یک از بحرانهای داخلی را حل کند.افزون براین چنین حکومتی نمی تواند کشور را در برابر طوفانهای منطقه و جهان حفظ کند.بنابراین خواسته سیاسی ما مخالفان به حق است.ما خواستار عدالت و انصاف هستیم واز ان احساس خجالت نمی کنیم.ما لبنان را اختیار امریکا و دولت این کشور برای اجرای طرح های خود نمی گذاریم و به کسی اجازه تمامیت خواهی نمی دهیم.

سید حسن نصرالله در بخش دیگری از اظهاراتش بر حمایت از مظلومان شکنجه شدگان در جهان تاکید کرد و گفت ما در الضاحیه، سرزمین مقاومت که جهان به مدت 33 روز شاهد ویرانی و بمباران ان بوده اما اراده ان نابود نشده و مردان و زنان ان نابود نشده است تعهد خود را به مقاومت در لبنان اعلام می کنیم.ما بر حمایت خود از مقاومت فلسطین تاکید می کنیم.ما از مقاومت در عراق حمایت می کنیم.ما از مقاومت در هرکشوری که مورد اشغال قرار گرفته است حمایت می کنیم.

 

ما به امام حسین این حقیقت را که خود می داند می گوئیم که اگر خانه های ما را ویران کرده اند ما با تو هستیم و با تو خواهیم ماند.

 

ما نمی گوئیم که اگر کودکان و زنان و سالمندان ما را به قتل برسانند با تو خواهیم ماند.ما می گوئیم که به مدت 25 سال و خصوصا در جنگ جولای کودکان وزنان و سالمندان و مردان مارا به قتل رساندند وما باتو ماندیم و تا ابد با تو خواهیم ماند.

 

سید حسن نصرالله در ادامه این سخنرانی نیز با اشاره به حوادث کربلا در روز عاشورا بر ادامه مقاومت و ادامه راه امام حسین(ع) در برابر بوش و اولمرت که طاغیان زمان هستند تاکید کرد.

+ نوشته شده توسط علیرضا در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 15:10 |
ایام شهادت حضرت فاطمه می باشد و نوشتن از این غم جانکاه کاریست بس دشوار .

تنها به این روضه بسنده می کنم که حاج منصور ارضی در حدود ۲۰ سال پیش خوانده است .

سلام من به مدینه
به آستانه رفیعش
به مسجد نبوی
به لاله های بقیعش
سلام من به علی و به حلم و صبر عجیبش
سلام من به بقیع و چهار قبر غریبش
 
نشسته باز دلم پشت دربه بسته ی آنجا
گرفته باز دلم بحر قبر مخفی زهرا
تو ای مسافر شهر مدینه در دل شبها
نبود هر چه گشتم نشان ز مرقد زهرا
سلام من به تو ای بانو ایی که مرد نبردی
ز غیر هر چه که دیدی به یار شکوه نکردی
سلام من به بازو کبودی رویت
 به سرخی اشکه تو سپیدی مویت
یا زهرا
مدینه منزل قران
مدینه محفل قران
درونه دل خبر داری
تو از درد دله قران
مدینه شهر پیغمبر
خدا بر تو نظر دارد
که هستی شهر پیغمبر
مدینه شهر گلهایی
چه گلهایی همه پر پر
بود کعبه گرفتارت
که هستی تربت زهرا
چرا با ما نمیگو یی حدیثه غربت زهرا
چرا خاموش و دلگیری

 

و این هم لینک دریافت این روضه ی شنیدنی .

مدینه شهر پیغمبر

+ نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 و ساعت 2:41 |
 

"ما اگر امر دایر بشود به این که برگردیم به حال سابق بشریت، و با الاغ از این طرف به آن طرف برویم و آزادیمان را حفظ بکنیم یا خیر [مثل آقای کارتر و دیگران] از ابرقدرتها باشیم و زندگانی های فلان و کذا داشته باشیم، ما آن[حالت اول] را ترجیح می دهیم. ملت ما آن را ترجیح می دهد."



 سخنرانی سردار سعید قاسمی در شب رحلت حضرت امام خمینی(ره) در جمع مردم و بسیجیان مسجد حضرت زهراء(س) در منطقه نارمک تهران:

امام تا آخر جنگ نیز بر آن بود که جنگ را با جنگ تمام کند؛ چرا که تا حدود یک ماه پیش از آن [خطاب به مردم] گفته بود که حسینیان آماده باشید امروز ایران کربلاست.و آن پیامهایی که پیش از آن هم داده بود... من نمی فهمم که این روزها چه اتفاقاتی در حال افتادن است، هنوز هم بر روی مسائل این روزهای خودمان مثل بسیاری دیگر تحلیل ندارم؛ دلیلش هم این است که اطلاعاتم کامل نیست. اما با همین سن کم و با همین موهایی که سفید شده و چون در یک مقطع تاریخی داستان امیرالمومنین (ع) را خوانده بودم، و داستان حکمیت و امام حسن مجتبی را خوانده بودم، با این همه در مقطع کوتاه عمرم دیدم که امامی مجبور است حرفش را پس بگیرد و از این تغییر وسیر و چرخش و گردش مجبور است به عنوان نوشیدن جام زهر نام ببرد. چرا که مجبور شد یک بار در تاریخ عمر خودش حرفش را پس بگیرد و البته برایش سخت بود، چون می دانست این اتفاق مبنای بسیاری از اتفاقات در آینده خواهد شد.

کاظم کاظمی برای او زیبا گفت:
خدایا اگر دستبند تجمل
نم بست دست کمانگیر ما را
کسی تا قیامت نمی کرد پیدا
از آن گوشه کهکشان تیر ما را
ولی خسته بودیم و یاران هم دل
به نانی گرفتند شمشیر ما را
ولی خسته بودیم و می برد طوفان
تمام شکوه اساطیر ما را
طلا را که مس کرد دیگر ندانم
چه خاصیتی بود اکسیر ما را

خیلی برایش سخت بود.به مردمش هم گفت: "شما من را می شناسید؛ من هم شما را می شناسم، قسم یاد کرده بودم که تا آخر در همان مرام بجنگم، لکن اتفاقاتی پیش آمد که در آینده مشخص خواهد شد"، آقا روح الله! این آینده بالاخره کی است؟ ما می ترسیم باز هم این اتفاق در این دوره هم بیفتد. تو آن موقع بهترین کار را کردی! برای اینکه:

هر چه گفتیم که جنگ آمده گوشی نشنید
.
.
مردم ازین همه نیرنگ و دغل بازی تان
زین همه سفسطه و پشت هم اندازیتان
به کدامین سفر آواره و سرگردانید؟
فرصتی کو که سر قافله برگردانید
جنگ زد نعره ولی پنجره ها را بستید
به غنائم که رسیدیم به ما پیوستید
کسی از پنجره بسته خروشی نشنید
هر چه گفتیم که جنگ آمده گوشی نشنید

هی گفت هر چه دارید بیاورید پای کار تا برویم و ضربه نهایی را بزنیم؛ هی بازی کردند و هی به هم دیگر پاس دادند. آن یکی گفت دانشگاه سنگر است، آن یکی گفت حوزه سنگر است. تنها ماند! خودش ماند با برو بچه هایی که دوباره و سه باره مجروح می شدند و با همان پیراهن زخمی، و پدر دو شهید، پدر سه شهید، پدر چهار شهید ... نمی خواست که همه این سرمایه های باقیمانده را هم خرج کند. بالاخره با این ها کار داشت.
آقا روح الله! امروز نیز به نظر می رسد که فرزند خلف و صالح تو با چنین معضلی مواجه است. و فشارهای خارجی و داخلی که باید صلح کنید بر او به صورت پیوسته وارد می آید و می گویند که باید مذاکره کنید، روح  تو شاد که تو برای ما این گونه  سرودی و دوست داریم تا این ها را امشب زمزمه کنیم:
"کسی تصور نکند که ما راه سازش با جهانخواران را نمی دانیم؛ ولی هیهات که خادمان اسلام به ملت خود خیانت کنند، البته ما مطمئنیم که در همین شرایط نیز آنهایی که با روحانیت اصیل کینه ای دیرینه دارند، و عقده ها و حسادت های خود را نمی توانند پنهان سازند، آنان را به باد ناسزا گیرند. ولی در هر حال آن چیزی که در سرنوشت روحانیت واقعی نیست، سازش و تسلیم شدن در برابر کفر و شرک است. که اگر بند بند استخوانهایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالای دار برند، اگر زنده زنده در شعله های آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستیمان را در جلوی دیدگانمان به اسارت و غارت برند، هرگز امان نامه کفر و شرک را امضا نمی کنیم."

همه کسانی که شش نعل این روزها می تازید برای " هر که دارد هوس واشنگتن بسم الله" گوش کنید و ببنید امام چه گفته است:
" یک دسته ای نصیحت می کنند که باید صلح کنید! این مال ضعفاست، یک دسته ضعیفی که همیشه در دام آمریکا بوده اند یا امثال اینها از این مسائل می گویند. لکن ما تازه از این دام خارج شده ایم. دوباره حاضر نیستیم وارد بشویم. ملت ما حاضر نیست به این که دوباره در این دام وارد بشود."
این کلمات، کلماتی است که حضرت روح الله آن زمان برای این روزهای غبارآلود گفته است:
"ملت ما حاضر نیست دوباره در این دام وارد شود؛ دوباره مستشاران آمریکایی بیایند و هر چه می خواهند بکنند. تا حال ما را عقب نگه داشته اند بس است این، می خواهند باز هم نگه دارند، عقب تر ببرند. ملت ایران اگر می خواست که صلح آمریکایی بکند همان اول از آمریکا جدا نمی شد و قطع روابط نمی کرد و دستش را از ایران کوتاه نمی کرد و جاسوسان او را بیرون نمی کرد. امروز هم اگر دستش را به صلح آمریکایی دراز کند صدام و امثال صدام کنار می روند؛ لکن مستشاران آمریکایی وارد معرکه می شوند. ما نمی توانیم صلحی را بپذیریم که طرح آمریکایی دارد."
همه عزیزان توجه کنند با این قصه، خاصه دانشجویان محترمی که در این محفل حضور دارند؛ برای همه آن کسانی که این روزها وقتی با آنها صحبت می کنیم می گویند، نمی شود اگر می خواهیم مبارزه کنیم باید پول داشت و شرکت داشت و ... این ها که منافاتی با هم ندارند.. نه عزیزم! ما اسلام ناب را از تو یاد نمی گیریم از حضرت روح الله یاد می گیریم، خیلی هم با هم منافات دارند. اتفاقا خیلی هم منافات دارد و از همین جا اصلا درگیری شروع می شود. یا با روح الله هستیم، این هم تفکر روح الله یا اگر نه باید تکلیف خودمان را مشخص کنیم:
"ما اگر امر دایر بشود به این که برگردیم به حال سابق بشریت، و با الاغ از این طرف به آن طرف برویم و آزادیمان را حفظ بکنیم یا خیر [مثل آقای کارتر و دیگران] از ابرقدرتها باشیم و زندگانی های فلان و کذا داشته باشیم، ما آن[حالت اول] را ترجیح می دهیم. ملت ما آن را ترجیح می دهد."
یعنی اگر یک حرکتی کردیم تا اینجا ها پایش ایستاده ایم. اما شد روزی که فشار بر روی او گذاشتند و قطعنامه را پذیرفت.

+ نوشته شده توسط علیرضا در جمعه هجدهم خرداد 1386 و ساعت 17:8 |

 

گفت‌وگو با مادر شهید غلامحسین افشردی (حسن باقری)



وقتی آخرین بار بدرقه‌اش كردم ناگهان یاد امام حسین و بدرقه حضرت علی‌اكبر افتادم كه چطور امام حسین با حسرت به قامت فرزندش نگاه می‌كرد. به خودم گفتم توكل بر خدا. همیشه خودم را آماده چنین روزی كرده بودم. چون گاهی می‌شد كه هر سه پسرم با هم منطقه بودند...
 
 
*حاج خانم لطفا خودتان را معرفی بفرمایید.
-كبری افشردی بهروز هستم فرزند محمد علی، اصالتا اهل تبریز هستیم. خودم هم تهران متولد شدم.

*شغل پدرتان چه بود؟
-ایشان نجار بودند و در حیاط خانه‌مان یك كارگاهی داشتند كه روزها مجانی كار می‌كردند.

*چند تا خواهر و برادر بودید؟
-من تنها یك خواهر تنی داشتم. البته دو تا بچه بعدا دنیا آمدند ولی فوت كردند.

*درس خوانده‌اید؟
-وقتی بچه بودم، پدرم عقیده داشت كه دختر نباید به مدرسه برود و درس خواندن را عامل انحراف دخترها می‌دانست به همین دلیل از درس خواندن من جلوگیری كرد. ولی من خیلی به این موضوع علاقه داشتم. البته در سن شش سالگی رفتم مكتب و قرآن را یاد گرفتم ولی سال بعد پدرم خودش قرآن را بصورت تكمیلی به من آموزش دادند. بعدها وقتی آمدم تهران و یادم هست كه غلامحسین را هم داشتم، رفتم «اكابر» شوهرم اول راضی نمی‌شد ولی موافقتش را جلب كردم.

*چرا ادامه ندادید؟
-وقتی فرزند سوم به دنیا آمد. اوضاع مالی هم خوب نبود. به همین دلیل نتوانستم ادامه بدهم. شاید باور كردنی نباشد ولی هر سال موقع بازگشایی مدارس وقتی بچه‌ها را می‌دیدم كه به مدرسه می‌روند، گریه می‌كردم كه چرا من از نعمت تحصیل محروم بودم؛ آن موقع 25 سال داشتم.

*چه سالی ازدواج كردید؟
-سال 1329 وقتی 18 سال داشتم ازدواج كردم. حاج آقا پسر دایی مادرم بود. البته من تا روز ازدواج ایشان را ندیده بودم. او هم همین‌طور و این از سنت‌های قدیم بود كه معمولا پدر، دختر را شوهر می‌داد و خود دخترها در انتخاب شوهرشان نقشی نداشتند، اول هم پدرم مخالف بودند ولی بعدا راضی شدند.

*شغل حاج آقا چه بود؟
-كفاش بود ولی بعدا شدند كارمند وزارت راه.

*این تغییر شغل به چه دلیل بود؟
-حاج آقا از بیماری سل رنج می‌بردند. چند ماه هم در بیمارستان بستری بودند. بعد از آن دكتر، كارگری را برای ایشان ممنوع كردند. به همین خاطر رفتند در اداره مشغول به كار شدند.

*مهریه‌تان چقدر بود؟
-1000 تومان.

*حاج آقا از خودشان خانه داشتند؟
-ابتدا منزل برادرشان بودیم. بعد از آن 12 سال در منزلی كه متعلق به اداره بود زندگی كردیم تا توانستیم منزلی در میدان خراسان تهیه كنیم.

*درآمد حاج آقا چقدر بود؟
-روزهای اول كه غیر رسمی و بصورت روزمزد كار می‌كرد، روزی 35 ریال و بعد از تولد اولین فرزندمان كه دختر هم بود تا مدتها روزی چهل ریال درآمد داشتند.

*این درآمد كفاف زندگی را می‌داد؟
-چاره‌ای نبود، می‌ساختیم و با اینكه من در یك خانواده تقریبا متمول بزرگ شده بودم ولی با قناعت زندگی را اداره می‌كردیم و البته خدا هم خیلی كمك می‌كرد. هیچ‌گاه این كمبودها را به روی شوهرم نیاوردم. بعدها زندگی‌مان بهتر شد تا 25 سال من هم همراه شوهرم كار می‌كردم چون خیاطی بلد بودم. در منزل كار خیاطی می‌كردم. گاهی پیش می‌آمد كه درآمد من از حقوق شوهرم هم بیشتر می‌شد.

ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 4:31 |



سرويس علمي- آموزشي:
چهار نشريه دانشجويي طيف غيرقانوني دفتر تحكيم وحدت با انتشار كاريكاتورهاي حاوي توهين به مقدسات اسلامي پروژه آمريكا، براي به تشنج كشيدن دانشگاه هاي ايران را كليد زدند.
به گزارش خبرنگار كيهان، روز گذشته چهار نشريه طيف علامه دانشگاه اميركبير در اقدامي هماهنگ و خط دهي شده اقدام به چاپ مطالبي مشترك در حمله به مقدسات دين اسلام و كاريكاتورهاي موهن و همچنين انتشار شعارهاي سازمان منافقين در ابعاد بزرگ كردند.
درپي اين توهين آشكار جمع كثيري از دانشجويان متعهد دانشگاه اميركبير كه به نفوذ عوامل بيگانه در داخل فضاي دانشگاه و همچنين سكوت مسئولان وزارت علوم و دانشگاه اميركبير معترض بودند با حضور در ساختمان رياست دانشگاه دست به برگزاري يك تحصن زدند.
تحصن كنندگان در حالي كه اين اقدام طيف افراطي و چپ گراي تحكيم وحدت را اجراي دستورات عوامل بيگانه خارج از مرز عنوان مي كردند، خواستار پاسخگويي رياست دانشگاه و روشن شدن تكليف دانشجويان اميركبير با اين طيف شدند.
به گزارش خبرنگار كيهان، در همان حال طيف افراطي تحكيم و توهين كنندگان به پيامبر اسلام(ص) و ساير مقدسات ديني روز گذشته قصد داشتند براي بدنام كردن معترضان به اين اهانت ها با حمله به ساختمان رياست دانشگاه، فضاي دانشگاه را به آشوب بكشند كه با مخالفت قاطبه دانشجويان دانشگاه روبه رو شدند.
حنيف حسين ستاريان، سخنگوي متحصنين دانشگاه اميركبير در گفت وگو با خبرنگار ما ضمن شرم آور خواندن مطالب درج شده در نشريات رسمي دانشجويي طيف علامه تحكيم وحدت، خواسته تحصن كنندگان را برخورد با عوامل نفوذي بيگانه در دانشگاه و همچنين عزل آن دسته از مسئوليني كه در به راه افتادن اين جريان نقش داشته اند، عنوان كرد.
به گزارش خبرنگار ما، جمع ديگري از تحصن كنندگان با حركت به سمت آمفي تئاتر دانشكده صنايع، اعلام كردند تجمع خود را تا زمان گرفتن پاسخ مناسب از مسئولان وزارت علوم در اين مكان ادامه خواهند داد.
اعترافات يك عضو علامه تحكيم
به گزارش كيهان اين حوادث در حالي رخ داد كه «بابك- ز » يك عضو طيف غيرقانوني دفتر تحكيم وحدت كه اوايل هفته جاري به جرم تلاش براي ايجاد تشنج در ميان كارگران تجمع كننده مقابل قوه قضائيه با شكايت كارگران توسط نيروي انتظامي دستگير شده بود، روز گذشته در اعترافات خود از نقشه شوم يك سازمان اروپايي وابسته به دولت آمريكا كه توسط فرزند ديك چني اداره مي شود، پرده برداشت.
به گزارش كيهان، وي در اعترافات خود در بازداشتگاه نيروي انتظامي اعلام كرده كه با عوامل سازمان منافقين در ارتباط بوده است.
وي همچنين از ماموريت خود و اعضاي طيف علامه تحكيم وحدت براي انجام يك عمليات انتحاري در كشور و سپس انداختن مسئوليت آن به گردن نيروهاي حزب اللهي خبر داده و اعلام كرده است كه اين نقشه «موسسه هيفوس هلند» با هدف ايجاد تشنج و برهم زدن فضاي دانشگاه هاي ايران اجرا مي شود.
بنا بر اين گزارش فرد بازداشت شده در اعترافات خود عنوان كرده كه مطالبي توهين آميز نسبت به كليه مقدسات اسلام و نظام جمهوري اسلامي توسط برخي نويسندگان متواري روزنامه هاي زنجيره اي براي افراد خاص در داخل ارسال مي شود و آنها موظفند اين مطالب را در سطح وسيع از طريق نشريات دانشجويي دانشگاه ها منتشر كنند.
بنابراين گزارش «بابك- ز » دليل انتخاب اين زمان براي اجراي اين نقشه را تلاقي با روز كارگر و تلاش همزمان براي به تشنج كشيدن تجمع هاي كارگري در كشور عنوان كرده است.
گفتني است روزنامه كيهان بارها در ماجراهايي نظير مراسم سخنراني رئيس جمهور در دانشگاه اميركبير، حمله به نهاد نمايندگي در اين دانشگاه و ماجراهاي بسيار ديگر در طي دو سال اخير ضرورت توجه جدي و اصولي مسئولان وزارت علوم به وقايعي كه تنها تعداد اندك شماري از طيف علامه اين دانشگاه به وجود آورده اند را گوشزد كرده بود.
بيانيه تشكل هاي دانشجويي
بنابر گزارش خبرنگار كيهان، دانشجويان دانشگاه اميركبير درپي توهين به مقدسات ديني ديروز و امروز را در دانشگاه عزاي عمومي اعلام كردند.
چهار تشكل دانشجويي دانشگاه اميركبير با انتشار نامه سرگشاده اي خطاب به رئيس قوه قضائيه، خواستار برخورد با عوامل نفوذي سازمان هاي بيگانه در دانشگاه شدند.
در بخشي از اين بيانيه آمده است:
با توجه به اينكه توهين به پيامبر اعظم، حضرت اميرالمؤمنين و حضرت صاحب الزمان (عليهم السلام) طبق فتواي تمام مراجع جرم بزرگي محسوب مي شود، مي بايست بدون اطاله موضوع؛ در دادگاهي به اين جرم رسيدگي و اشد مجازات در نظر گرفته شود توجه به اين نكته ضروريست كه اين چندمين اتفاق مشابه در اين دانشگاه است.
در ادامه اين نامه آمده: تمام مسئولين اجرايي و فرهنگي اعم از دانشگاه و بيرون از دانشگاه كه با اهمال و بي توجهي خود زمينه چنين اتفاقي را فراهم آورده اند بايد مواخذه، مجازات و عزل شوند تا آن دسته از افراد مسئول در كشور كه در خواب غفلت فرو رفته اند، بيدارگردند.
در خاتمه اين نامه آمده است: هشدار مي دهيم هرگونه كاهلي در اجراي اين موارد، سبب خشم هرچه بيشتر امت انقلابي و دانشجويان مسلمان شده و خود رأساً و شخصاً به تكليفي كه انقلاب و شهدا بر دوش مان نهاده اند عمل خواهيم كرد.
اضافه مي نمايد، دانشجويان دانشگاه اميركبير معاونت فرهنگي اين دانشگاه به دليل سهل گيري در اعطاي مجوز انتشار نشريه به افرادي كه شايستگي لازم را ندارند را نيز در اين ماجرا مقصر مي دانند و معتقدند با توجه به حساسيت مراكز دانشگاهي كشور و طمع دشمن به اين مراكز بايد درصدور مجوز به گروههاي دانشجويي و يا عناصري كه از خارج با استفاده از چند دانشجو به راه اندازي نشريه روي مي آورند، دقت كافي صورت گيرد.

 

 

+ نوشته شده توسط علیرضا در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 3:32 |

 

محسن رفيق‌دوست كه از اولين روزهاي تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در اين نهاد فعاليت مي‌كرد و حتي عنوان اولين وزير سپاه پاسداران را در دولت به خود اختصاص داد، فكر تشكيل نيرويي براي حراست از انقلاب اسلامي درحال پيروزي را مربوط به سال‌هاي مبارزه با رژيم طاغوت دانست و تصريح كرد:« اين فكر در بين تعدادي از آشنايان و در راس همه اينها در ذهن برادر شهيد محمد منتظري شكل گرفت. دغدغه ايشان اين بود كه بايد نيرويي براي حفاظت از انقلاب به وجود بيايد.»

 

محسن رفيق‌دوست، اولين و تنها وزير سپاه انقلاب اسلامي، در سالگرد صدور فرمان حضرت امام خميني(ره) براي تاسيس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، در گفت‌وگو با ايسنا، به بازخواني و روايت چگونگي تشكيل اين نيرو پرداخت و اظهار داشت:« پيش از پيروزي انقلاب در رابطه با تاسيس سپاه، پيشنهادات مختلفي مطرح و جلسات متعددي برگزار شد. اين جلسات و بحث ها پس از پيروزي هم ادامه داشت و البته جاي ثابتي هم پيدا كرده بود. جلسات در منزل آقاي اخوان درخيابان ايران برگزار مي شد و من هم در آن جلسات شركت مي‌كردم. تا اينكه، امام(ره) در مورد تشكيل سپاه حكمي به آقاي لاهوتي دادند. دولت موقت هم براي سامان دادن اين بحث حول محور خود پيش‌دستي كرد. امام(ره) هم فرمودند كه آقاي لاهوتي! زير نظردولت موقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را تشكيل دهيد.»

 

وي يادآور شد: «امام(ره) مي خواستند ارتش را نگه دارند . ما هم با بدنه ارتش مشکل نداشتيم . بدنه‌ي ارتش خود مردم بودند. چه کسي بود که فردي سرباز در خانواده نداشته باشد؟! بحث اين بود که مقوله انقلاب از مقوله سرزمين جداست. ارتش معمولا حافظ سرزمين و مرزهاست، ولي نيرويي مي خواهيم که حافظ انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن باشد. آن روزها وقتي بحث مي شد که مثلا دستاوردهاي انقلاب چيست؟ در جواب مي گفتيم مثلا قانون اساسي، آزادي که مردم در پناه جمهوري اسلام پيدا مي کنند و حتي اگر به ايران حمله اي بشود، نه به خاطر اشغال سرزمين بلکه به خاطر از بين بردن انقلاب، نيرويي مي خواهد كه از آن دفاع کند.»

 

وي همچنين خاطرنشان كرد:« درهمان روزهايي كه من در مدرسه رفاه فعاليت مي كردم، مرحوم شهيدان بهشتي و مطهري مرا فرا خواندند و گفتند كه امام(ره)، فرماني براي تشكيل سپاه زير نظر دولت موقت صادر كرده است، شما هم كارها را در مدرسه رها كن و به آن سپاه بپيوند. مشخص شد كه عده‌اي از برادراني كه دست‌اندركار بودند، به خصوص بيشتر افرادي كه جزو انجمن اسلامي دانشجويان اروپا و آمريكا بودند، درمحل پادگان لجستيكي ارتش كه تا چند روز قبل فرماندارنظامي تهران بود، جمع شده بودند. من هم به آنجا رفتم، ديدم عده‌يي از آقايان مثل مهندس صباغيان، تهرانچي، مرحوم علي فرزين، جعفري، محسن سازگارا، سنجقي و...آنجا جمع شده اند. سلام كردم ونشستم. پرسيدم قراراست سپاه تشكيل شود؟ گفتند كه بله. بر روي كاغذي نوشتم "سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تشكيل شد: 1- محسن رفيق‌دوست" و آن يادداشت را مقابل ديگران گذاشتم.»

   ادامه

+ نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 و ساعت 21:4 |

 

محسن رفيق‌دوست كه از اولين روزهاي تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در اين نهاد فعاليت مي‌كرد و حتي عنوان اولين وزير سپاه پاسداران را در دولت به خود اختصاص داد، فكر تشكيل نيرويي براي حراست از انقلاب اسلامي درحال پيروزي را مربوط به سال‌هاي مبارزه با رژيم طاغوت دانست و تصريح كرد:« اين فكر در بين تعدادي از آشنايان و در راس همه اينها در ذهن برادر شهيد محمد منتظري شكل گرفت. دغدغه ايشان اين بود كه بايد نيرويي براي حفاظت از انقلاب به وجود بيايد.»

 

محسن رفيق‌دوست، اولين و تنها وزير سپاه انقلاب اسلامي، در سالگرد صدور فرمان حضرت امام خميني(ره) براي تاسيس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، در گفت‌وگو با ايسنا، به بازخواني و روايت چگونگي تشكيل اين نيرو پرداخت و اظهار داشت:« پيش از پيروزي انقلاب در رابطه با تاسيس سپاه، پيشنهادات مختلفي مطرح و جلسات متعددي برگزار شد. اين جلسات و بحث ها پس از پيروزي هم ادامه داشت و البته جاي ثابتي هم پيدا كرده بود. جلسات در منزل آقاي اخوان درخيابان ايران برگزار مي شد و من هم در آن جلسات شركت مي‌كردم. تا اينكه، امام(ره) در مورد تشكيل سپاه حكمي به آقاي لاهوتي دادند. دولت موقت هم براي سامان دادن اين بحث حول محور خود پيش‌دستي كرد. امام(ره) هم فرمودند كه آقاي لاهوتي! زير نظردولت موقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را تشكيل دهيد.»

 

وي يادآور شد: «امام(ره) مي خواستند ارتش را نگه دارند . ما هم با بدنه ارتش مشکل نداشتيم . بدنه‌ي ارتش خود مردم بودند. چه کسي بود که فردي سرباز در خانواده نداشته باشد؟! بحث اين بود که مقوله انقلاب از مقوله سرزمين جداست. ارتش معمولا حافظ سرزمين و مرزهاست، ولي نيرويي مي خواهيم که حافظ انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن باشد. آن روزها وقتي بحث مي شد که مثلا دستاوردهاي انقلاب چيست؟ در جواب مي گفتيم مثلا قانون اساسي، آزادي که مردم در پناه جمهوري اسلام پيدا مي کنند و حتي اگر به ايران حمله اي بشود، نه به خاطر اشغال سرزمين بلکه به خاطر از بين بردن انقلاب، نيرويي مي خواهد كه از آن دفاع کند.»

 

وي همچنين خاطرنشان كرد:« درهمان روزهايي كه من در مدرسه رفاه فعاليت مي كردم، مرحوم شهيدان بهشتي و مطهري مرا فرا خواندند و گفتند كه امام(ره)، فرماني براي تشكيل سپاه زير نظر دولت موقت صادر كرده است، شما هم كارها را در مدرسه رها كن و به آن سپاه بپيوند. مشخص شد كه عده‌اي از برادراني كه دست‌اندركار بودند، به خصوص بيشتر افرادي كه جزو انجمن اسلامي دانشجويان اروپا و آمريكا بودند، درمحل پادگان لجستيكي ارتش كه تا چند روز قبل فرماندارنظامي تهران بود، جمع شده بودند. من هم به آنجا رفتم، ديدم عده‌يي از آقايان مثل مهندس صباغيان، تهرانچي، مرحوم علي فرزين، جعفري، محسن سازگارا، سنجقي و...آنجا جمع شده اند. سلام كردم ونشستم. پرسيدم قراراست سپاه تشكيل شود؟ گفتند كه بله. بر روي كاغذي نوشتم "سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تشكيل شد: 1- محسن رفيق‌دوست" و آن يادداشت را مقابل ديگران گذاشتم.»

   ادامه

+ نوشته شده توسط علیرضا در یکشنبه دوم اردیبهشت 1386 و ساعت 21:4 |

حسین الله کرم

 و چیزهایی که اهمیت ندارد!

«سردسته گروه­های فشار»، «چماق به دست»، «بی­منطق»، «مدرس علوم سياسي دانشگاه‌هاي تهران»، «دکتر»، «حاج حسین»، «فرمانده سپاه اسلام آباد غرب در سال 58»، «سردار»، ... و یا هر چیز دیگری که شما می­گویید! اهمیتی ندارد!

 

به نظر بنده که چندباری در مجمع دانشجویان حزب­الله علم و صنعت صحبت­های حسین الله کرم را در خصوص بحث­های سیاست خارجی شنیده بودم خیلی از حرف­هایی که علیهش می­زنند تهمت است و او یک بچه حزب­اللهی باسواد و در یک کلمه مرد بود. البته این نظر هم اهمیت ندارد!

 

رفتن الله کرم به منطقه بالکان به عنوان وابسته نظامی هم اهمیت ندارد!

 

جوابیه روابط عمومی انصار حزب­الله به روزنامه اعتماد «در خصوص انتصاب یک عضو انصار به عنوان وابسته نظامی» که «بدين وسيله به اطلاع مى رساند نامبرده از سال 75 رسماً از انصار حزب الله خارج شده و در طول ده سال گذشته تاکنون هيچ گونه عضويت، مسووليت يا فعاليتى در اين مجموعه نداشته است» هم اهمیتی ندارد!

 

فحاشی­ها و فدایت­شوم­های دیگران در خصوص رفتن حاج حسین هم اهمیتی ندارد!

 

دلتنگی امثال بنده هم اهمیتی ندارد!

 

اینکه با رفتنش به منطقه بالکان خیال خیلی­ها را راحت کرد هم اهمیت ندارد!

 

 

 

 چه چیز اهمیت دارد؟!

این اهمیت دارد که برای چهار سال فردی از بین ما رفت که روزنامه اعتماد ملی که منتقدش است در وصفش می­گوید: «مردي که در عين تمام انتقادي که به او وارد است به سبب صراحت بيان و شجاعت گفتار قابليت تمجيد دارد. مصاحبه­مان با موضوع حزب ا.. است که او اعتقاد دارد اين روزها در پي توسعه استراتژي نوسازي معنوي مي­گردد که واکنشي به جريان بي عدالتي پيشين است، اين سردار سپاه و استاد دانشگاه، ...»

 

این اهمیت دارد که در این اوضاع شاید کمتر کسی باشد که جای او را پر کند و سخنان «پیر جماران» را یادآوری کند و بگوید: «و سر انجام هر دو دسته، در اثر شكم‌هاي برآمده از حرام راي به تغيير استراتژي مقاومت به سازش دادند و گفتند در عصر جهان تك قطبي، راه‌كار ديگري جز پذيرش اصلاحات مورد نظر جريان سلطه را ندارند. اما ديري نگذشت كه شاهد شكوه مقاومت در جنوب لبنان بوديم كه با بيرون راندن اشغالگران خون‌آشام اسرائيلي به پيروزي شگفتي رسيده و خط بطلان بر استراتژي سازش و تسليم كشيدند و ما نيز به طور عيني عملي شدن سخنان پير جماران را مشاهده كرديم كه راه و رسم مقاومت كورشدني نيست، آري در اين شرايط بود كه همه‌چيز زير و رو شد».

 

این اهمیت دارد که وقتی در نبود او، استوانه­های نظام، امام را به فرصت سوزی در پذیرش قطعنامه و یا بحث گروگان­ها محکوم کنند چه کسی جای او را پر می­کند و پاسخ می­دهد.

 

پروسه «نوسازی معنوی حزب­الله» چه می­شود؟

.

.

.

و اما یک چیز مهمتر! «به سعید قاسمی هم پیشنهاد داده­اند که وابسته نظامی در یکی از کشورها شود». شایعه­ای که فراتر از یک شایعه است و هر روز جدی­تر شنیده می­شود.

 

حالا که فکرش را می­کنم می­بینم کاره بسیار خوبیست، هم برای این عزیزان خوبست که تجربه­ای کسب کنند و هم برای مملکت (و صد البته مسئولینش)! (راستی چند وقتی است که به این نتیجه رسیده­ام همه خوبند!) تازه می­شود حسن عباسی، وحید جلیلی و بچه­های سوره، ده­نمکی، نادر طالب زاده، مسعود فراستی و خلاصه هر مزاحم دیگری که سراغ داریم به عنوان رایزن فرهنگی، وابسته نظامی و ... بفرستیم آن ور آب، هیچ سودی نداشته باشد بچه حزب­اللهی­های دانشگاه­ها که آرام تر می­شوند!

 

 

هادی سلیمانی

+ نوشته شده توسط علیرضا در جمعه سی و یکم فروردین 1386 و ساعت 3:19 |
 

زماني كه در رسانه‌هاي خبري جهان از حمله‌ي آمريكا به ايران در 6 آوريل نوشتند، مسوولان اين احزاب تا صبح يعني همان ساعتي كه در برخي رسانه‌ها تعيين شده است، بيدار ماندند و منتظر وقوع اين واقعه يعني حمله‌ي نظامي آمريكا به ايران بودند



سيدحسن نصرالله در جشن فارغ‌التحصيلي بيش از 1700 تن از دانشجويان لبناني با تاكيد مجدد بر ادامه‌ي فعاليت مقاومت اسلامي لبنان در اين كشور اعلام كرد: هيچ كس نمي‌تواند مقاومت اسلامي لبنان را نابود كند، زيرا اين مقاومت يك قضيه‌ي ملي لبناني است.

سيد حسن نصرالله، دبيركل حزب‌الله لبنان اظهار داشت: برخي با انتقاد شديد از فعاليت مقاومت اسلامي لبنان مي‌گويند كه مقاومت لبنان به مثابه دولتي كوچك در داخل دولت اصلي لبنان است كه اين كاملا غير قابل قبول و نادرست است.

وي تاكيد كرد: من به اين احزاب و به اين افراد مي‌گويم تلاش نكنند زيرا تلاش آن‌ها براي ريشه‌كني مقاومت اسلامي در لبنان به نتيجه‌اي نخواهد رسيد زيرا اين مقاومت چيزي نيست كه بي‌ريشه باشد بلكه ريشه‌ي آن يك ريشه‌ي قوي يعني ريشه‌ي مردمي است.

وي تاكيد كرد: من راه را براي اين احزاب و اين افراد آسان مي‌كنم و به آن‌ها مي‌گويم اگر توانستيد يك دولت قوي و قدرت‌مند به وجود آوريد كه بتواند از تماميت ارضي لبنان دفاع كند و در برابر تجاوز دشمن ايستادگي كند، موضوع مقاومت اسلامي لبنان نيز خود به خود حل خواهد شد و نيازي به تلاش‌هاي مغرضانه‌ي شما براي منحل ساختن مقاومت در اين كشور نيست.

سيدحسن نصر‌الله اظهار داشت: زماني كه دولت لبنان حتي نمي‌تواند از يك رودخانه‌ي كوچك در لبنان حفاظت كند، چگونه مي‌تواند تماميت ارضي لبنان و حمايت از كشور در مقابل تجاوز دشمن را براي مردم لبنان تامين كند؟

وي تاكيد كرد: دولت لبنان بايد زماني از موضوع منحل ساختن مقاومت اسلامي لبنان سخن بگويد كه بتواند از يك ارتش قوي و نيرومند برخوردار باشد، ارتشي كه بتواند در برابر دشمن ايستادگي كند و همان كاري را كند كه مقاومت اسلامي لبنان در جنگ اخير در برابر اسراييل انجام داد. بايد يك ارتش ملي و قدرتمند در لبنان وجود داشته باشد كه بتواند امنيت كشور را تامين كند، در آن صورت خواهد بود كه موضوع مقاومت اسلامي لبنان خود به خود حل خواهد شد و ديگر نيازي به اين همه هياهو و تلاش‌هاي پشت پرده و اتهامات بي‌جا براي متزلزل ساختن جايگاه مقاومت اسلامي لبنان وجود نخواهد داشت.

دبيركل حزب‌الله لبنان هم‌چنين گفت: اين احزاب و اين افراد اگر از ما مي‌خواهند كه بي‌تفاوت نسبت به مسايل لبنان بنشينيم و دست كمك و همكاري به سوي مردم اين كشور دراز نكنيم اشتباه كرده‌اند؛ زيرا تعهد و مسووليت اصلي ما حمايت و ارايه كمك به مردم كشور است.

وي هم‌چنين گفت: مقاومت اسلامي لبنان يك مقاومت هدفمند مي‌باشد و هدف اين مقاومت يك هدف كاملا مقدس است و به اين سادگي‌ها مقاومت تسليم نخواهد شد و هدف خود را كنار نخواهد گذاشت.

دبيركل حزب‌الله لبنان همچنين درباره‌ي تحولات سياسي داخلي لبنان گفت: بي‌شك لبنان امروز در مهمترين و حساس‌ترين مرحله‌ي تاريخي خود قرار گرفته است و بايد بگويم آنچه كه امروز در لبنان جاري است موضوعي ساده يا بحران‌هاي پيش پا افتاده‌ نيست، بلكه بحران‌هاي جاري در لبنان بحران‌هاي هدفمند و هدف‌دار است به طوري كه هدف اصلي اين بحران‌ها تغيير دادن ماهيت لبنان و متزلزل ساختن موقعيت لبنان و وابسته ساختن اين كشور به ارباباني چون آمريكا مي‌باشد كه البته اين موضوع پيش از اين كه من به آن اشاره كنم، توسط برخي از مقامات مسوول لبناني و غير لبناني به صورت غير مستقيم به آن اشاره شده است.

وي افزود: بحران‌هاي جاري در لبنان موضوع اختلاف بر سر قضيه‌ي 19+11 نيست بلكه قضيه بسيار ريشه‌دارتر از آن است. از زماني كه رفيق حريري به شهادت رسيد، يك حزب حمايت شده از سوي جامعه‌ي جهاني در لبنان تشكيل شده است، حزبي كه حمايت‌هاي بين‌المللي از آن در تاريخ لبنان بي‌نظير بوده است. اين حزب سياسي حمايت شده از سوي كشورهاي مشخص طرحي را مد نظر داشت كه در لبنان به اجرا گذارد و هدف اصلي آن تسخير موسسات دولتي و ساختارهاي اصلي دولتي اعم از ساختارهاي اجرايي، امنيتي، نظامي، قضايي و حتي اداري بود. اين حزب از همان بدو تشكيل درصدد عملي ساختن اين طرح بوده است و هدف نهايي اين طرح منتقل ساختن لبنان به عرصه‌ي فرمانروايي و حكمراني آمريكا است.

سيد حسن نصرالله عنوان داشت: اين حزب و احزاب وابسته به آن از همان لحظه‌ي اول خون شهيد رفيق حريري را بهانه‌اي براي محقق ساختن اهداف پشت پرده خود قرار دادند و من از همان روز اول نسبت به اين موضوع هشدار دادم و گفتم از خون اين شهيد براي زد و بندهاي سياسي و تحقق اهداف مشخص استفاده نكنيد. اين افراد و اين احزاب با استفاده از قضيه‌ي ترور حريري احساسات مردمي را تحريك كردند و از اين احساسات مردمي در راستاي محقق ساختن اهداف خود استفاده كردند و لبنان را در برابر بحران‌هاي خطرناك قرار دادند.

سيدحسن نصرالله همچنين گفت:‌ حزب حاكم پيش از برگزاري انتخابات قانوني را به تصويب رساند و اصرار داشت كه انتخابات پارلماني لبنان براساس اين قانون تصويب شده انجام ‌گيرد كه البته ما و بسياري از مردم لبنان اين قانون تصويب شده را قانوني ظالمانه خوانديم و موافق با آن نبوديم و به رغم آن كه خواهان برگزاري انتخابات براساس اين قانون تصويب شده نبوديم، اين انتخابات براساس اين قانون برگزار شد.

وي تاكيد كرد: حزب حاكم با اهداف مشخص و سازماندهي شده از همان روز اول بنا را بر فريب و نيرنگ گذاشت و تلاش كرد كه با انجام ائتلاف‌هايي با حزب امل و حزب‌الله لبنان به اهداف خود برسد و به زعم خود به اين اهداف نيز دست يافت؛ اما لازم است من در اين زمينه اشاره‌اي كنم كه بسياري از موفقيت‌هايي كه آن‌ها به آن اعتقاد دارند، در واقع موفقيت نيست و آن‌ها سخت در اشتباهند.

سيدحسن نصرالله گفت: هدف اصلي حزب حاكم پس از به اصطلاح پيروزي آن‌ها در انتخابات تسخير و تصرف پارلمان لبنان بود، هر چند آن‌ها اكثريت را در اين پارلمان به دست آوردند اما نتوانستند هدف اصلي خود يعني به دست آوردن رياست اين پارلمان را كسب كنند و حزب امل و حزب‌الله لبنان با داشتن نفوذ بسيار توانستند از محقق شدن اين امر جلوگيري به عمل آورند و سرانجام رياست اين پارلمان به نبيه بري انتقال يافت و ما توانستيم مصونيت احكام صادره از سوي اين پارلمان را به واسطه‌ي اين امر تامين سازيم؛ بنابراين حزب حاكم در اين امر يعني تسلط كامل بر پارلمان لبنان نتوانست موفق عمل كند و به نوعي نيز شكست خورده است اما موفقيت دومي كه حزب حاكم پس از به دست گيري اكثريت مجلس از آن سخن مي‌گويد تشكيل دولت بود. آن‌ها با توجه به اهداف مشخصي كه از خارج از لبنان تعيين شده بود اين دولت را از افراد وابسته به احزاب خود تعيين كردند زيرا بايد ضمانت لازم را براي به اجرا درآوردن طرح‌هاي از پيش تعيين شده‌ي اربابان خود مهيا مي‌ساختند؛ اما به رغم همه‌ي اين تلاش‌ها تعدادي از نمايندگان حزب‌الله لبنان و حزب امل در اين دولت مشاركت كردند و توانستند به موقع با عقب‌نشيني از دولت و استعفا از پست‌هاي خود دست دولت را براي ملت لبنان رو كنند و از كامل شدن اين طرح خارجي توسط دولت جلوگيري به عمل آورند.

نصرالله ادامه داد: وزيران حزب امل و حزب‌الله لبنان توانستند با هوشياري كامل و التزام به تعهدات خود بسياري از طرح‌هاي سازماندهي شده‌ي اين دولت را با خروج خود با بن‌بست مواجه سازند. بنابراين در اقدام دوم نيز حزب حاكم با شكست نسبي مواجه شد؛ چون نتوانست كاملا اهداف خود را محقق سازد اما بايد بگويم اين حزب توانست در زمينه‌ي قوه‌ي قضاييه لبنان موفق عمل كند و اين قوه را به صورت كامل به تسخير خود درآورد، به طوري كه قوه‌ي قضاييه تا به امروز در برابر بسياري از ترورها و جنايت‌هاي انجام شده در لبنان خنثي عمل كرده است و نه تنها خنثي عمل كرده است بلكه اختيار خود را از دست داده است و به دست ديگران اداره مي‌شود، به گونه‌اي كه دادگاه بين‌المللي در راه تشكيل شدن است و اين دادگاه مي‌تواند پس از تشكيل شدن اختيارات كامل قوه قضاييه را در دست گيرد و حتي به صورت مستقل به محاكمه‌ي افرادي كه در سابق توسط دستگاه قضايي لبنان محاكمه شدند اقدام كند. اين يعني از بين رفتن استقلال قضايي لبنان. پس از آن كه دولت يا حزب حاكم در مورد اول و دوم ضعيف عمل كرده و نتوانست اهداف خود را به صورت كامل عملي سازد متوجه پست رياست جمهوري كشور شد و من جا دارد در اين جا تشكر و قدرداني خود را از اميل لحود، رييس‌جمهور مردمي لبنان داشته باشم؛ كسي كه توانست در برابر تمامي اين توهين‌ها و اتهامات غير اخلاقي و فشارهاي شديد ايستادگي كند، در واقع حزب حاكم و احزاب داخلي دنباله‌روي اين حزب به هر اقدامي براي حذف لحود دست زده‌اند و تنها اقدامي كه تا امروز به آن دست نزده‌اند، همان ترور علني او است. اگر كسي ديگري جاي لحود بود مطمئنا در برابر اين فشارها ايستادگي نمي‌كرد و جا دارد من امروز از او به عنوان يك مرد نام ببرم، مردي كه توانست تا به امروز مقاومت و ايستادگي كند و انشاءالله لحود تا آخرين لحظه از زمان رياست جمهوري خود در اين پست باقي خواهد ماند.

سيد حسن نصر‌الله درباره‌ي موضوع دادگاه بين‌المللي محاكمه‌ي عاملان ترور حريري گفت: تا به امروز همه از ما انتقاد مي‌كنند كه چرا ملاحظات خود را درباره‌ي چارچوب اصلي تشكيل اين دادگاه ارايه نداده‌ايم و ما به صراحت مي‌گوييم به رغم آن كه تا به امروز بسياري از طرف‌هاي خارجي از جمله ايران، سوريه و عربستان از ما خواسته‌اند كه ملاحظات خود را درباره‌ي اين دادگاه بگوييم، ما اين ملاحظات را اعلام نكرده‌ايم زيرا معتقديم بايد سخن خود را زماني بگوييم كه اين قضيه بسيار جدي شده است زيرا ملاحظات ما بسيار جدي است.

سيد حسن نصرالله هم‌چنين گفت: حزب حاكم در زماني كه اين قضيه در سطح يك گفت‌وگوي ساده و نه تصويب و تصميم گرفتن است، آن را با ما مطرح مي‌سازد و مي‌گويد آماده‌ي گفت‌وگو هستيم اما زماني كه اين قضيه جدي مي‌شود از انجام هر گونه گفت‌وگوي قاطعانه با ما جلوگيري به عمل مي‌آورد. آن‌ها خواهان گفت‌وگو با ما نيستند و طرح تشكيل اين دادگاه را به شوراي امنيت بردند تا اين شورا آن را به تصويب درآورد و درباره‌ي آن تصميم‌گيري كند، در حالي كه اين قضيه يك قضيه‌ي كاملا داخلي مي‌باشد و بايد در چارچوب قوه قضايي لبنان و پس از آن پارلمان و رياست جمهوري بررسي شود.

دبيركل حزب الله لبنان افزود: ما قاطعانه به انتقادات بسياري در اين زمينه پاسخ مي‌دهيم و مي‌گوييم زماني از ملاحظات خود سخن مي‌گوييم كه موضوع تشكيل دادگاه از سوي قوه‌ي قضاييه لبنان و پس از آن در پارلمان لبنان و توسط رييس‌جمهور لبنان بررسي شود. در آن زمان است كه ما سخن خواهيم گفت، البته اگر زماني برسد كه لازم باشد مردم را نسبت به بسياري از امور هوشيار سازيم نيز سخن خواهيم گفت.

سيدحسن نصرالله تاكيد كرد: آنچه كه در رسانه‌هاي خبري گفته مي‌شود مبني بر آن كه حزب‌الله لبنان ملاحظات خود را در جلسه‌ي شوراي امنيت در زمينه‌ي تشكيل اين دادگاه ارايه خواهد داد كاملا عاري از صحت است.

دبيركل حزب‌الله لبنان تاكيد كرد: ما نمي‌توانيم از دستگاه قضايي لبنان حمايت كنيم و سردمداران اين دستگاه بايد خود به حمايت و مصونيت اين دستگاه اقدا