حسین الله کرم و چیزهایی که اهمیت ندارد!
حسین الله کرم
و چیزهایی که اهمیت ندارد!
«سردسته گروههای فشار»، «چماق به دست»، «بیمنطق»، «مدرس علوم سياسي دانشگاههاي تهران»، «دکتر»، «حاج حسین»، «فرمانده سپاه اسلام آباد غرب در سال 58»، «سردار»، ... و یا هر چیز دیگری که شما میگویید! اهمیتی ندارد!
به نظر بنده که چندباری در مجمع دانشجویان حزبالله علم و صنعت صحبتهای حسین الله کرم را در خصوص بحثهای سیاست خارجی شنیده بودم خیلی از حرفهایی که علیهش میزنند تهمت است و او یک بچه حزباللهی باسواد و در یک کلمه مرد بود. البته این نظر هم اهمیت ندارد!
رفتن الله کرم به منطقه بالکان به عنوان وابسته نظامی هم اهمیت ندارد!
جوابیه روابط عمومی انصار حزبالله به روزنامه اعتماد «در خصوص انتصاب یک عضو انصار به عنوان وابسته نظامی» که «بدين وسيله به اطلاع مى رساند نامبرده از سال 75 رسماً از انصار حزب الله خارج شده و در طول ده سال گذشته تاکنون هيچ گونه عضويت، مسووليت يا فعاليتى در اين مجموعه نداشته است» هم اهمیتی ندارد!
فحاشیها و فدایتشومهای دیگران در خصوص رفتن حاج حسین هم اهمیتی ندارد!
دلتنگی امثال بنده هم اهمیتی ندارد!
اینکه با رفتنش به منطقه بالکان خیال خیلیها را راحت کرد هم اهمیت ندارد!

این اهمیت دارد که برای چهار سال فردی از بین ما رفت که روزنامه اعتماد ملی که منتقدش است در وصفش میگوید: «مردي که در عين تمام انتقادي که به او وارد است به سبب صراحت بيان و شجاعت گفتار قابليت تمجيد دارد. مصاحبهمان با موضوع حزب ا.. است که او اعتقاد دارد اين روزها در پي توسعه استراتژي نوسازي معنوي ميگردد که واکنشي به جريان بي عدالتي پيشين است، اين سردار سپاه و استاد دانشگاه، ...»
این اهمیت دارد که در این اوضاع شاید کمتر کسی باشد که جای او را پر کند و سخنان «پیر جماران» را یادآوری کند و بگوید: «و سر انجام هر دو دسته، در اثر شكمهاي برآمده از حرام راي به تغيير استراتژي مقاومت به سازش دادند و گفتند در عصر جهان تك قطبي، راهكار ديگري جز پذيرش اصلاحات مورد نظر جريان سلطه را ندارند. اما ديري نگذشت كه شاهد شكوه مقاومت در جنوب لبنان بوديم كه با بيرون راندن اشغالگران خونآشام اسرائيلي به پيروزي شگفتي رسيده و خط بطلان بر استراتژي سازش و تسليم كشيدند و ما نيز به طور عيني عملي شدن سخنان پير جماران را مشاهده كرديم كه راه و رسم مقاومت كورشدني نيست، آري در اين شرايط بود كه همهچيز زير و رو شد».
این اهمیت دارد که وقتی در نبود او، استوانههای نظام، امام را به فرصت سوزی در پذیرش قطعنامه و یا بحث گروگانها محکوم کنند چه کسی جای او را پر میکند و پاسخ میدهد.
پروسه «نوسازی معنوی حزبالله» چه میشود؟
.
.
.
و اما یک چیز مهمتر! «به سعید قاسمی هم پیشنهاد دادهاند که وابسته نظامی در یکی از کشورها شود». شایعهای که فراتر از یک شایعه است و هر روز جدیتر شنیده میشود.
حالا که فکرش را میکنم میبینم کاره بسیار خوبیست، هم برای این عزیزان خوبست که تجربهای کسب کنند و هم برای مملکت (و صد البته مسئولینش)! (راستی چند وقتی است که به این نتیجه رسیدهام همه خوبند!) تازه میشود حسن عباسی، وحید جلیلی و بچههای سوره، دهنمکی، نادر طالب زاده، مسعود فراستی و خلاصه هر مزاحم دیگری که سراغ داریم به عنوان رایزن فرهنگی، وابسته نظامی و ... بفرستیم آن ور آب، هیچ سودی نداشته باشد بچه حزباللهیهای دانشگاهها که آرام تر میشوند!



IRGC